حضور آخر رئیس جمهور در سازمان ملل امیدی برای ملت های جهان
حضور آخر رئیس جمهور در صحن علنی سازمان ملل به عنوان ریاست جمهوری اسلامی ایران و رئیس جنبش عدم تعهد بار دیگر امیدی است برای ملتهای جهان تا حرف دلشان را از تریبون سازمان ملل بشنوند.
به گزارش حیات، حضور رئیس جمهور درنیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سالانه سازمان ملل متحد و استفاده از این تریبون و ادبیات خاصی که وی در بیان نظرات خود از آن استفاده میکند از همان سال اول حضور وی در سازمان ملل نقدهای مثبت و منفی زیادی را در میان موافقین و مخالفین دولت ایجاد کرد. برخی گفتهاند و خالی از حقیقت هم نیست که رئیس جمهور در طول دوره ریاستش بر قوه اجرایی کشور یک تنه بار زیادی از سیاست خارجی فعال و کنشگرانه جمهوری اسلامی را در عرصه بینالمللی بر دوش داشته و باز هم ادعای گزافی نخواهد بود اگر بگوییم احمدینژاد در این عرصه در قامت و کارکرد یک رسانه بزرگ برای انقلاب اسلامی ظهوری غیر قابل انکار داشته است. مصاحبههای بیشمار احمدینژاد با رسانههای بزرگ جهانی و میل و اشتیاق رسانهها برای مصاحبه با وی و بهرهبرداری هوشمندانه رئیس جمهور از این فرصت با درک عمیق از شرایط و واقعیات در حالگذار در جامعه جهانی سبب شده که شخص وی با وجود تمام مشغلههای کاری بیش و پیش از دستگاه رسمی دیپلماسی کشور اثرگذاری فعالانهای در عرصه افکار عمومی جامعه جهانی داشته باشد. امروزه در آستانه هشتمین حضور رئیس جمهور در سازمان ملل، دیگر ترک سالن اجلاس از سوی مقامات چند کشور غربی به بهانه بیان حقایقی که به کام غربیان خوش نمیآید به لطیفهای خندهدار و بیمعنی و تکراری بدل شده است. همه میدانند که احمدینژاد پس از هفت سال باز هم با توپ پر و اعتماد مضاعف و نشاطی بیش از قبل بدون هراس از هیچ قدرت زمینی تمام موجودیت شیطانی و ماهیت مزورانه غرب را به محاکمه میکشد و در میان سخنان تکراری و خستهکننده رؤسای سایر کشورها این احمدینژاد است که در کنار مواضع ساختارشکنانه قبلی با نفی سلطه زورمندان و زرسالاران ایدههای جدیدی را مطرح میکند که تا چند سال پیش از این، طرح آن در همین ایران خودمان با تعبیر جنجالآفرینی و ماجراجویی مواجه میشد.سیاست خارجی که رهبری انقلاب بارها و بویژه در دیدار اخیر هیأت دولت با معظمله صراحتاً از آن به عنوان یک نقطه قوت نام بردند توسط جریانها و گروههای معاند و مخالف در خارج و داخل کشور در برهههای مختلف با حملات تندی مواجه شد. برای مثال در مناظره تاریخی رئیس جمهور با یکی از نامزدان فتنهگر که در همان دوران در داخل کشور اقدام به تنش زایی و بحرانآفرینی کرد و بزرگترین غائله امنیتی تاریخ انقلاب اسلامی را به نظام اسلامی تحمیل نمود، رئیس جمهور متهم به ماجراجویی خارجی شد. سیاست خارجی دولت و مواضع بینالمللی شخص رئیس جمهور در قالب یک سیاست رسانهای هماهنگ مورد هجمه سنگین در داخل کشور واقع شد و دستاویزی برای موج سواری برافکار عمومی قرار گرفت.تأکید رئیس جمهور بر جمله کلیدی حضرت امام(ره) در لزوم محو اسرائیل از صحنه روزگار و اهتمام ویژه بر نفی سلطه زورمندان جهان و زیر سؤال بردن داستانسرایی مقدس مآبانه درباره هولوکاست و نیز تمرکز و اهتمام بر دیپلماسی عمومی و تأکید بر ارتباط با فطرتهای پاک ملتهای جهان به عنوان شیوه عملی همه پیامبران الهی و استفاده شجاعانه و فعالانه از تریبونهای بینالمللی از جمله تریبون سازمان ملل باعث شده که رئیس جمهور خود یک تنه به نماد ضد سلطه گری در عرصه جهانی تبدیل شود. صراحت لهجه احمدینژاد در نفی سلطه اهریمنی استکبار جهانی باعث شده که رفتار و گفتار وی نمونه و تجلی بارز اشداء علیالکفار و رحماءبینهم باشد. شیوه عملی رئیس جمهور در مواجهه با مسائل جهانی و در عرصه بینالمللی حفظ تعادل بر اساس آیه قرآنی مذکور است.احمدینژاد به تأسی از پیامبر مکرم اسلام(ص) در مقابل ستمدیدگان رحیم و بردبار و کریم است و در مواجهه با زورگویان قاطع و سخت و صریح است. هم نشانهای از تجلی صفت رحمئللعالمین است و هم پرتویی از اصل تبریجویی شریعت اسلام. بر همین اساس در طول عمر انقلاب اسلامی اعمال افراط و تفریطهایی از سوی برخی مردان دستگاه دیپلماسی کشور باعث شد که لزوم برائت از ستمکاران و کفار کمرنگ شده و تلاش برای استفاده از ادبیات سیاسی غرب جایگزین ادبیات توحیدی شود. عنصر نفی طاغوت و برائت از ظلم و ستم در جهان در برههای جای خود را به تعریف و تمجید از تمدن غرب داد و یکی از رؤسای جمهور امریکا در پیامی از سوی رئیس جمهور وقت جمهوری اسلامی به مقام شهادت! ملقب گردید و گفتوگوی تمدنها جای خود را به مبارزه بیامان و خستگی ناپذیر با کفر جهانی داد.احمدینژاد مردی است که خوب میداند راه حل و شیوه اصلاح نظام ناعادلانه جهان کرنش در مقابل زورگویان و استحاله شدن در مرداب متعفن تئوریهای غربی نیست. احمدینژاد به نیکی دریافته که در کنار گفتوگو باید بر مواضع اصولی خود نیز پای فشرد. او رئیس جمهوری است که گفتوگو را شیوهای عافیت طلبانه و منفعلانه و طریقهای صرفاً برای گرفتن ژست روشنفکرانه ندانسته و به کار نمیگیرد. چون به آنچه میگوید اعتقاد قلبی دارد و در طریقت و روش زندگی، گفته هایش با اعمالش مطابقت دارد آنگاه که در جایگاه سخنران و پشت یک تریبون بینالمللی قرار میگیرد کلامش بر فطرتهای پاک اثرگذار بوده و لاجرم بر دل مینشیند. گرچه شنیدن سخن حق برای جبهه باطل سخت و دشوار بوده و کافران را از شنیدن سخن حق چیزی بیشتر از ترس و خشم عاید نمیشود.حضور رئیس جمهور در اجلاس سران کشورهای عضو سازمان ملل برای برخی بیش و پیش از همه طنین دعای دشمن شکن فرج در قلب نیویورک و جلوی لنز دوربینهای پر شمار رسانههای جهانی را متجلی میکند، کلافگی و سردرگمی زرسالاران و قلدر مآبان جهانی را در مواجهه با مردی به ذهن متبادر میسازد که قریب به هفت سال صراحت کلام و برندگی سخنانش بلای جان استکبار شده است و تکاپوی مضحک و بیسرانجام اقلیت یک درصدی سلطه جو را برای بیاثر کردن حضور مرد آنتی سلطه جهانی به یاد میآورد، انفعال و بیچارگی رسانههای غربی در مقابل رئیس جمهوری که خود در قامت یک رسانه ظهور یافته را یادآور میشود، طنین صدای در گلو خفته و در حنجره چنبره زده همه آزادگان و مظلومان جهان را در گوشها طنینانداز میکند و...حضور آخر وی در صحن علنی سازمان ملل به عنوان ریاست جمهوری اسلامی ایران و رئیس جنبش عدم تعهد بار دیگر امیدی است برای ملتهای جهان تا حرف دلشان را از تریبون سازمان ملل بشنوند.